عز الدين حسينى زنجانى

83

حكمت فاطمى (تلخيص شرح خطبه حضرت زهرا ع) (فارسى)

پيوندى است و چه در مرحلهء خارج از عقيده حاكمى جز از سوى خدا نباشد و چه در مرحلهء قانون‌گذارى و چه در مرحلهء تربيتى جز او دخالتى نكند . و بالاخره تمام شئون بشر رنگ خدايى بگيرد . خلاصه ، نداشتن شريك در الوهيت و وحدت حقه ممكن است بستگى به ارواح و باطن داشته باشد و شخص به اين كه خدايى غير از خدا قابل تصور نيست اعتقاد داشته باشد ، اما در تأويلش منطبق كردن آن بر اوضاع خارجى معتقد و عامل نباشد . ولى فرض اين است كه جز او الهى نيست و نيز جز او كمالِ بالذاتى در هيچ جهتى از جهات نيست . هرگز در اسلام به اين عقيدهء خشك كه فقط در محور ادراك است اكتفا نشده است و لازم است اين مفهوم به همهء جهات خارجى شكل داده و كيفيت بخشيده و تصرف نمايد تا تأويل و مصداق خارجىاش محقق گردد و گرنه خلوص در خارج مجسم نگرديده است . صديقهء طاهره عليها السلام با اين جملهء پرمعنا ( كلمةٌ جُعِلَ الاخلاصُ تَأويلَها ) به گوش مردم حاضر جهانيان رسانيد كه اگر چه در زير پرچم توحيد به سر مىبردند و در استوار ساختن آن دليرانه مىجنگيدند اما متأسفانه تأويل و تحقيق اين كلمه را با انتخاب ناقص خود و دخالت دادنِ رأى فاسد در حكومت و بر زمين گذاشتن آنچه كه خداوند متعال معين فرموده بود از دست دادند . از اين جا معلوم مىشود آنچه معصوم مىفرمايد : كه بعد از رحلت رسول الله صلى الله عليه و آله مردم مرتد شدند و توحيد را ترك كردند ، روى همين اساس بوده و نبايد تعجب كرد . علاوه بر آن اگر در اين آيه تأمل كنيم بيشتر به